و با عرض معذرت از اینکه یک مقدار با تاخیر سایت رو UP کردم چند وقتی بود که یه مقدار کارام بهم ریخته بخاطر همین هم نمی تونم از تهران برای مسافرت خارج بشم رو همین حساب با یکی از بچه های دانشگاه به نام آقای احمد زند تصمیم گرفتیم که هرچی تو تهران موزه و آثار تاریخی و خلاصه هر جایی که ارزش دیدن و تهیه گزارش داشته باشه یه سر بزنیم روی همین حساب لیست تقریبا 31 اثر رو با آدرس هاشون مرتب کردیم و دست به کار شدیم .
اولین جا مجموعه کاخ های نیاوران بود که شامل کاخ نیاوران ( البته به دلیل تعمیرات نتونستیم این کاخ رو ببینیم ) کاخ صاحبقرانیه ، کوشک احمد شاهی و موزه جهان نما آدرس این مجموعه نیاوران – میدان شهید باهنر(میدان نیاوران ) .
اول قرار بود من با دوستم احمد تنها بریم من خونه منتظر بودم که احمد کارش تموم بشه و با من تماس بگیره تماس گرفت گفت تو خودت بیا نیاوران من می رم با یکی از فامیل ها مون هستم ، گفتم نه من حوصله ام نمی یاد تنها این همه راه رو برم خلاصه میدون ونک قرار گذاشتیم همراه یکی از بستگانش به نام آقای جواد سلطانی با دو تا از پسراش که توی این 4 ساعت که باهم بودیم ماجراها داشتیم اومده بود. البته برای دیدن موزه ها فقط من بودم احمد و فرشاد و برادر کوچک فرشاد یعنی مهرشاد رفت خونه ولی ...
بعد از اینکه وارد مجموعه نیاوران شدیم رفتیم موزه جهان نما جای قشنگی بود با کلی آثار جالب .




تصویر زیر مربوط به خدایانی بوده است که در منطقه لرستان امروزی پرستش می شده است .
بعد از دیدن موزه به سمت کاخ صاحبقرانیه رفتیم
بعد از ورود به داخل کاخ عکس هایی از یک سری از پادشاهان قاجار را در سمت چپ و راست تالار داخلی دیدیم که تصویر زیر مربوط به این پادشاهان می باشد

تصویر بعدی مربوط به تصدیق رانندگی بود و لی توضیحات مناسبی درباره این گواهی ننوشته بود و فقط همین تصویر بود
بعد از ورود به تالار اصلی که در واقع محل حضور شاه بوده است شما می توانید محل مربوط به دندانپزشکی محمد رضا شاه را هم ببیند .





تصاویر زیر مربوط به نمای بیرونی کوشک احمد شاهی می باشد
تصاویر زیر مربوط به داخل کوشک احمد شاهی بوده است و اتاق رضا ولیعهد ایران راستی مدرک پایان تحصیلات اونم بود با معدل باور نکردنی چون من همیشه فکر می کردم اگه پسر شاه باشی حتما معدلت 20 میشه ولی معدل ولیعهد 72/18 بود



بعد از اینکه بازدید ما از کاخ نیاوران تمام شد فرشاد گفت ما می خوایم بریم مسابقه اسب سواری اگر می خواد شما بیاد مسابقه قرار بود تو کرج باشه ولی محل نگهداری اسب فرشاد توی اتوبان ارتش بود پس اول رفتیم به اصطبل اسب سواری واقع در انتهای اتوبان ارتش جای خوبی بود ولی سانحه بدی اتفاق افتاد بعد از اینکه از زمین پینت بال گذشتیم به محل اصطبل ها رسیدیم


خوب توی این عکس از سمت فرشاد عزیز رو میبینید و بعد اینجانب و دو تا از پرسنل زحمت کش این مجموعه البته این رو هم بگم این وظیفه نگهداری از این اصطبل هم مثل اکثر اصطبل های که بنده دیده ام به عهده پرسنل زحمت کش ارتش بود
و اما حادثه ناگوار اینجا بود که وقتی ما رفتیم داخل پیست مهرشاد حتما مهرشاد و که می شناسید برادر فرشاد که به ما نیومد موزه دیدیم که داره اسب سواری می کنه انصافا کارش درست بود بعد فرشاد سوار اسب شد می خواستم از روی مانع بپرن که دوباره مهرشاد سوار اسب شد و شروع کرد به سرعت گرفتن که متاسفانه اسب رم کرد و سربازی هم که توی پیست بود وقتی می خواست جلوی اسب رو بگیره اسب تعادل خودش رو از دست داد و به زمین خورد در عکس زیر کاملا مشهود این قضیه و همانطور که می بینید اسب داخل نرده ها گیر کرد و زخمی شد اما مهرشاد عزیز برای چند لحظه بیهوش شد و دوباره حالش خوب شد اول نمی تونست راه بره و با کمک بچه ها آوردنش کنار پیست و رفتن سراغ اسب که از داخل نرده ها بیارنش بیرون
خداروشکر که اتفاق زیاد مهمی نبود و هم اسب سالم موند به جز چند تا زخم سطحی و هم دوست عزیز ما پهلون مهرشاد . دیگه قرار ما هم برای رفتن به مسابقه اسب سواری بهم خورد و من اومدم خونه و آخرین خبری همکه از مهرشاد دارم حالش خوب بود و فقط پای راستش کمی درد می کنه . البته جا داره از آقای جواد سلطانی پدر عزیز مهرشاد و فرشاد هم تکر کنم که زحمت کشید و هم ما رو به موزه رسوند و هم تا مسیر برگشت بنده رو همراهی کرد .
راستی این نکته رو هم تا یادم نرفته بگم با ید یادی هم بکنم از آقا شهرام (خرزوخان) والا ما این بنده خدارو ندیدیم منتها هر جا که می رفتیم این فرشاد بابا می گفت اون پسره شهرام نیست خلاصه هرچی آدم دورورش می دید می گفت شهرام خلاصه ما نتیجه گرفتیم که حتما یه ربطی به خرزوخان داره
خوب اینم از سفرنامه 5 ساعته بنده که در اینجا به پایان رسید الانم ساعت دقیقا 10:20 دقیقه 5شنبه 28 شهریور سال 87 منم دیگه خسته شدم می رم یکم استراحت کنم و همه شما عزیزان را تا سفرنامه بعدی به خدای مهربان می سپارم
خدا یارو نگهدار شما
0 نظرات:
ارسال یک نظر